کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۳۵ - بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل...

1

بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

گفت منم کز رخ من شد مه و خورشید خجل

2

گفت که این خانه دل پر همه نقشست چرا

گفتم این عکس تو است ای رخ تو رشک چگل

3

گفت که این نقش دگر چیست پر از خون جگر

گفتم این نقش من خسته دل و پای به گل

4

بستم من گردن جان بردم پیشش به نشان

مجرم عشق است مکن مجرم خود را تو بحل

5

داد سر رشته به من رشته پرفتنه و فن

گفت بکش تا بکشم هم بکش و هم مگسل

6

تافت از آن خرگه جان صورت ترکم به از آن

دست ببردم سوی او دست مرا زد که بهل

7

گفتم تو همچو فلان ترش شدی گفت بدان

من ترش مصلحتم نی ترش کینه و غل

8

هر کی درآید که منم بر سر شاخش بزنم

کاین حرم عشق بود ای حیوان نیست اغل

9

هست صلاح دل و دین صورت آن ترک یقین

چشم فرومال و ببین صورت دل صورت دل

متن شعر کپی شد.