سایر · اقبال لاهوری
محاوره تیر و شمشیر
1
سر حق تیر از لب سوفار گفت
تیغ را در گرمی پیکار گفت
2
ای پریها جوهر اندر قاف تو
ذوالفقار حیدر از اسلاف تو
3
قوت بازوی خالد دیده ئی
شام را بر سر شفق پاشیده ئی
4
آتش قهر خدا سرمایه ات
جنت الفردوس زیر سایه ات
5
در هوایم یا میان ترکشم
هر کجا باشم سراپا آتشم
6
از کمان آیم چو سوی سینه من
نیک می بینم به توی سینه من
7
گر نباشد در میان قلب سلیم
فارغ از اندیشه های یاس و بیم
8
چاک چاک از نوک خود گردانمش
نیمه ئی از موج خون پوشانمش
9
ور صفای او ز قلب مومن است
ظاهرش روشن ز نور باطن است
10
از تف او آب گردد جان من
همچو شبنم می چکد پیکان من