سایر · اقبال لاهوری
رهی در سینه انجم گشائی
1
رهی در سینه انجم گشائی
ولی از خویشتن ناآشنائی
2
یکی بر خود گشا چون دانه چشمی
که از زیر زمین نخلی بر آئی
سایر · اقبال لاهوری
رهی در سینه انجم گشائی
ولی از خویشتن ناآشنائی
یکی بر خود گشا چون دانه چشمی
که از زیر زمین نخلی بر آئی