سایر · اقبال لاهوری
من از بود و نبود خود خموشم
1
من از بود و نبود خود خموشم
اگر گویم که هستم خود پرستم
2
ولیکن این نوای ساده کیست
کسی در سینه می گوید که هستم
سایر · اقبال لاهوری
من از بود و نبود خود خموشم
اگر گویم که هستم خود پرستم
ولیکن این نوای ساده کیست
کسی در سینه می گوید که هستم