سایر · اقبال لاهوری
دل من در طلسم خود اسیر است
1
دل من در طلسم خود اسیر است
جهان از پرتو او تاب گیر است
2
مپرس از صبح و شامم ز آفتابی
که پیش روزگار من پریر است
سایر · اقبال لاهوری
دل من در طلسم خود اسیر است
جهان از پرتو او تاب گیر است
مپرس از صبح و شامم ز آفتابی
که پیش روزگار من پریر است