سایر · اقبال لاهوری
حیات جاوید
1
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
2
چمن خوش است ولیکن چو غنچه نتوان زیست
قبای زندگیش از دم صبا چاک است
3
اگر ز رمز حیات آگهی مجوی و مگیر
دلی که از خلش خار آرزو پاک است
4
به خود خزیده و محکم چو کوهساران زی
چو خش مزی که هوا تیز و شعله بی باک است