کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

تنهائی

1

به بحر رفتم و گفتم به موج بیتابی

همیشه در طلب استی چه مشکلی داری؟

2

هزار لولوی لالاست در گریبانت

درون سینه چو من گوهر دلی داری؟

3

تپید و از لب ساحل رمید و هیچ نگفت

به کوه رفتم و پرسیدم این چه بیدردیست؟

4

رسد بگوش تو آه و فغان غم زده ئی

اگر به سنگ تو لعلی ز قطره خونست

5

یکی در آبه سخن با من ستم زده ئی

بخود خزید و نفس در کشید و هیچ نگفت

6

ره دراز بریدم ز ماه پرسیدم

سفر نصیب ، نصیب تو منزلی است که نیست

7

جهان ز پرتو سیمای تو سمن زاری

فروغ داغ تو از جلوه دلی است که نیست

8

سوی ستاره رقیبانه دید و هیچ نگفت

شدم بحضرت یزدان گذشتم از مه و مهر

9

که در جهان تو یک ذره آشنایم نیست

جهان تهی ز دل و مشت خاک من همه دل

10

چمن خوش است ولی درخور نوایم نیست

تبسمی بلب او رسید و هیچ نگفت

متن شعر کپی شد.