سایر · اقبال لاهوری
بهشت
1
کجا این روزگاری شیشه بازی
بهشت این گنبد گردون ندارد
2
ندیده درد زندان یوسف او
زلیخایش دل نالان ندارد
3
خلیل او حریف آتشی نیست
کلیمش یک شرر در جان ندارد
4
به صرصر در نیفتد زورق او
خطر از لطمه طوفان ندارد
5
یقین را در کمین بوک و مگر نیست
وصال اندیشه هجران ندارد
6
کجا آن لذت عقل غلط سیر
اگر منزل ره پیچان ندارد
7
مزی اندر جهانی کور ذوقی
که یزدان دارد و شیطان ندارد