کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

بهار تا به گلستان کشید بزم سرود

1

بهار تا به گلستان کشید بزم سرود

نوای بلبل شوریده چشم غنچه گشود

2

گمان مبر که سرشتند در ازل گل ما

که ما هنوز خیالیم در ضمیر وجود

3

به علم غره مشو کار می کشی دگر است

فقیه شهر گریبان و آستین آلود

4

بهار ، برگ پراکنده را بهم بر بست

نگاه ماست که بر لاله رنگ و آب افزود

5

نظر بخویش فروبسته را نشان این است

دگر سخن نسراید ز غایب و موجود

6

شبی به میکده خوش گفت پیر زنده دلی

به هر زمانه خلیل است و آتش نمرود

7

چه نقشها که نبستم به کارگاه حیات

چه رفتنی که نرفت و چه بودنی که نبود

8

به دیریان سخن نرم گو که عشق غیور

بنای بتکده افکند در دل محمود

9

بخاک هند نوای حیات بی اثر است

که مرده زنده نگردد ز نغمه داود

متن شعر کپی شد.