کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

مرا ز دیده بینا شکایت دگر است

1

مرا ز دیده بینا شکایت دگر است

که چون بجلوه در آئی حجاب من نظر است

2

به نوریان ز من پا به گل پیامی گوی

حذر ز مشت غباری که خویشتن نگر است

3

نوا زنیم و به بزم بهار می سوزیم

شرر به مشت پر ما ز ناله سحر است

4

ز خود رمیده چه داند نوای من ز کجاست

جهان او دگر است و جهان من دگر است

5

مثال لاله فتادم بگوشه چمنی

مرا ز تیر نگاهی نشانه بر جگر است

6

به کیش زنده دلان زندگی جفا طلبی است

سفر به کعبه نکردم که راه بی خطر است

7

هزار انجمن آراستند و بر چیدند

درین سراچه که روشن ز مشعل قمر است

8

ز خاک خویش به تعمیر آدمی بر خیز

که فرصت تو بقدر تبسم شرر است

9

اگر نه بوالهوسی با تو نکته ئی گویم

که عشق پخته تر از ناله های بی اثر است

10

نوای من به عجم آتش کهن افروخت

عرب ز نغمه شوقم هنوز بی خبر است

متن شعر کپی شد.