سایر · اقبال لاهوری
صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
1
صورت نپرستم من بتخانه شکستم من
آن سیل سبک سیرم هر بند گسستم من
2
در بود و نبود من اندیشه گمانها داشت
از عشق هویدا شد این نکته که هستم من
3
در دیر نیاز من در کعبه نماز من
زنار بدوشم من تسبیح بدستم من
4
سرمایه درد تو غارت نتوان کردن
اشکی که ز دل خیزد در دیده شکستم من
5
فرزانه به گفتارم دیوانه به کردارم
از باده شوق تو هشیارم و مستم من