کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

1

ز خاک خویش طلب آتشی که پیدا نیست

تجلی دگری در خور تقاضا نیست

2

به ملک جم ندهم مصرع نظیری را

«کسی که کشته نشد از قبیله ما نیست»

3

اگرچه عقل فسون پیشه لشکری انگیخت

تو دل گرفته نباشی که عشق تنها نیست

4

تو ره شناس نئی وز مقام بیخبری

چه نغمه ایست که در بربط سلیمی نیست

5

نظر بخویش چنان بسته ام که جلوه دوست

جهان گرفت و مرا فرصت تماشا نیست

6

بیا که غلغله در شهر دلبران فکنیم

جنون زنده دلان هرزه گرد صحرا نیست

7

ز قید و صید نهنگان حکایتی آور

مگو که زورق ما روشناس دریا نیست

8

مرید همت آن رهروم که پا نگذاشت

به جاده ئی که درو کوه و دشت و دریا نیست

9

شریک حلقه رندان باده پیما باش

حذر ز بیعت پیری که مرد غوغا نیست

10

برهنه حرف نگفتن کمال گویائیست

حدیث خلوتیان جز به رمز و ایما نیست

متن شعر کپی شد.