سایر · اقبال لاهوری
تب و تاب بتکده عجم نرسد بسوز و گداز من
1
تب و تاب بتکده عجم نرسد بسوز و گداز من
که بیک نگاه محمد عربی گرفت حجاز من
2
چکنم که عقل بهانه جو گرهی به روی گره زند
نظری که گردش چشم تو شکند طلسم مجاز من
3
نرسد فسونگری خرد به تپیدن دل زنده ئی
ز کنشت فلسفیان در آ بحریم سوز و گداز من