کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

جهان عشق نه میری نه سروری داند

1

جهان عشق نه میری نه سروری داند

همین بس است که آئین چاکری داند

2

نه هر که طوف بتی کرد و بست زناری

صنم پرستی و آداب کافری داند

3

هزار خیبر و صد گونه اژدر است اینجا

نه هر که نان جوین خورد حیدری داند

4

بچشم اهل نظر از سکندر افزون است

گداگری که مآل سکندری داند

5

به عشوه های جوانان ماه سیما چیست؟

در آبه حلقه پیری که دلبری داند

6

فرنگ شیشه گری کرد و جام و مینا ریخت

به حیرتم که همین شیشه را پری داند

7

چه گویمت ز مسلمان نا مسلمانی

جز اینکه پور خلیل است و آزری داند

8

یکی به غمکده من گذر کن و بنگر

ستاره سوخته ئی کیمیا گری داند

9

بیا به مجلس اقبال و یک دو ساغر کش

اگرچه سر نتراشد قلندری داند

متن شعر کپی شد.