سایر · اقبال لاهوری
شعرا
1
برونینگ:
2
بی پشت بود باده سر جوش زندگی
آب خضر بگیرم و در ساغر افکنم
3
بایرن:
4
از منت خضر نتوان کرد سینه داغ
آب از جگر بگیرم و در ساغر افکنم
5
غالب:
6
«تا باده تلخ تر شود و سینه ریش تر
بگدازم آبگینه و در ساغر افکنم»
7
رومی:
8
آمیزشی کجا گهر پاک او کجا
از تاک باده گیرم و در ساغر افکنم