غزل · اقبال لاهوری
غزل سرای و نواهای رفته باز آور
1
غزل سرای و نواهای رفته باز آور
به این فسرده دلان حرف دل نواز آور
2
کنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را
هزار فتنه از آن چشم نیم باز آور
3
ز باده ئی که بخاک من آتشی آمیخت
پیاله ئی بجوانان نو نیاز آور
4
نئی که دل ز نوایش بسینه می رقصد
مئی که شیشه جان را دهد گداز آور
5
به نیستان عجم باد صبحدم تیز است
شراره ئی که فرو می چکد ز ساز آور