سایر · اقبال لاهوری
از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی
1
از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی
نزدیک تر از جانی با خوی کم آمیزی
2
در موج صبا پنهان دزدیده بباغ آئی
در بوی گل آمیزی با غنچه در آویزی
3
مغرب ز تو بیگانه مشرق همه افسانه
وقت است که در عالم نقش دگر انگیزی
4
آنکس که بسر دارد سودای جهانگیری
تسکین جنونش کن با نشتر چنگیزی
5
من بنده بی قیدم شاید که گریزم باز
این طره پیچان را در گردنم آویزی
6
جز ناله نمی دانم گویند غزل خوانم
این چیست که چون شبنم بر سینه من ریزی