سایر · اقبال لاهوری
بصدای درمندی بنوای دلپذیری
1
بصدای درمندی بنوای دلپذیری
خم زندگی گشادم بجهان تشنه میری
2
تو بروی بینوائی در آن جهان گشادی
که هنوز آرزویش ندمیده در ضمیری
3
ز نگاه سرمه سائی بدل و جگر رسیدی
چه نگاه سرمه سائی دو نشانه زد به تیری
4
به نگاه نارسایم چه بهار جلوه دادی
که بباغ و راغ نالم چو تذرو نو صفیری
5
چه عجب اگر دو سلطان بولایتی نگنجند
عجب اینکه می نگنجد بدو عالمی فقیری