سایر · اقبال لاهوری
نظر به راه نشینان سواره می گذرد
1
نظر به راه نشینان سواره می گذرد
مرا بگیر که کارم ز چاره می گذرد
2
به دیگران چه سخن گسترم ز جلوه دوست
بیک نگاه مثال شراره می گذرد
3
رهی به منزل آن ماه سخت دشوار است
چنانکه عشق بدوش ستاره می گذرد
4
ز پرده بندی گردون چه جای نومیدیست
که ناوک نظر ما ز خاره می گذرد
5
یمی است شبنم ما کهکشان کناره اوست
بیک شکستن موج از کناره می گذرد
6
بخلوتش چو رسیدی نظر به او مگشا
که آن دمی است که کار از نظاره می گذرد
7
من از فراق چه نالم که از هجوم سرشک
ز راه دیده دلم پاره پاره می گذرد