سایر · اقبال لاهوری
بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
1
بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به
یک ذره درد دل از علم فلاطون به
2
دی مغبچه ئی با من اسرار محبت گفت
اشکی که فرو خوردی از باده گلگون به
3
آن فقر که بی تیغی صد کشور دل گیرد
از شوکت دارا به از فر فریدون به
4
در دیر مغان آئی مضمون بلند آور
در خانقه صوفی افسانه و افسون به
5
در جوی روان ما بی منت طوفانی
یک موج اگر خیزد آن موج ز جیحون به
6
سیلی که تو آوردی در شهر نمی گنجد
این خانه بر اندازی در خلوت هامون به
7
اقبال غزل خوان را کافر نتوان گفتن
سودا بدماغش زد از مدرسه بیرون به