سایر · اقبال لاهوری
دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
1
دل بی قید من با نور ایمان کافری کرده
حرم را سجده آورده بتان را چاکری کرده
2
متاع طاقت خود را ترازوئی بر افروزد
ببازار قیامت با خدا سوداگری کرده
3
زمین و آسمان را بر مراد خویش می خواهد
غبار راه و با تقدیر یزدان داوری کرده
4
گهی با حق درآمیزد گهی با حق درآویزد
زمانی حیدری کرده زمانی خیبری کرده
5
باین بی رنگی جوهر ازو نیرنگ می ریزد
کلیمی بین که هم پیغمبری هم ساحری کرده
6
نگاهش عقل دور اندیش را ذوق جنون داده
ولیکن با جنون فتنه سامان نشتری کرده
7
بخود کی می رسد این راه پیمای تن آسانی
هزاران سال منزل در مقام آزری کرده