سایر · اقبال لاهوری
بر جهان دل من تاختنش را نگرید
1
بر جهان دل من تاختنش را نگرید
کشتن و سوختن و ساختنش را نگرید
2
روشن از پرتو آن ماه دلی نیست که نیست
با هزار آینه پرداختنش را نگرید
3
آنکه یکدست برد ملک سلیمانی چند
با فقیران دو جهان باختنش را نگرید
4
آنکه شبخون بدل و دیده دانایان ریخت
پیش نادان سپر انداختنش را نگرید