کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را

1

کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را

به امید اینکه روزی بفلک رسانم او را

2

چه کنم چه چاره گیرم که ز شاخ علم و دانش

ندمیده هیچ خاری که بدل نشانم او را

3

دهد آتش جدائی شرر مرا نمودی

به همان نفس بمیرم که فرونشانم او را

4

می عشق و مستی او نرود برون ز خونم

که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را

5

تو به لوح ساده من همه مدعا نوشتی

دگر آنچنان ادب کن که غلط نخوانم او را

6

بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید

چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را

متن شعر کپی شد.