سایر · اقبال لاهوری
یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
1
یاد ایامی که خوردم باده ها با چنگ و نی
جام می در دست من مینای می در دست وی
2
درکنار آئی خزان ما زند رنگ بهار
ورنیا ئی فرودین افسرده تر گردد ز دی
3
بیتو جان من چو آن سازی که تارش در گسست
در حضور از سینه من نغمه خیزد پی به پی
4
آنچه من در بزم شوق آورده ام دانی که چیست؟
یک چمن گل یک نیستان ناله یک خمخانه می
5
زنده کن باز آن محبت را که از نیروی او
بوریای ره نشینی در فتد با تخت کی
6
دوستان خرم که بر منزل رسید آواره ئی
من پریشان جاده های علم و دانش کرده طی