سایر · اقبال لاهوری
چند بروی خودکشی پرده صبح و شام را
1
چند بروی خودکشی پرده صبح و شام را
چهره گشا تمام کن جلوه ناتمام را
2
سوز و گداز حالتی است باده ز من طلب کنی
پیش تو گر بیان کنم مستی این مقام را
3
من بسرود زندگی آتش او فزوده ام
تو نم شبنمی بده لاله تشنه کام را
4
عقل ورق ورق بگشت عشق به نکته ئی رسید
طایر زیرکی برد دانه زیر دام را
5
نغمه کجا و من کجا ساز سخن بهانه ایست
سوی قطار می کشم ناقه بی زمام را
6
وقت برهنه گفتن است من به کنایه گفته ام
خود تو بگو کجا برم هم نفسان خام را