سایر · اقبال لاهوری
زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
1
زمانه قاصد طیار آن دلآرام است
چه قاصدی که وجودش تمام پیغام است
2
گمان مبر که نصیب تو نیست جلوه دوست
درون سینه هنوز آرزوی تو خام است
3
گرفتم این که چو شاهین بلند پروازی
بهوش باش که صیاد ما کهن دام است
4
به اوج مشت غباری کجا رسد جبریل
بلند نامی او از بلندی بام است
5
تو از شمار نفس زنده ئی نمیدانی
که زندگی به شکست طلسم ایام است
6
ز علم و دانش مغرب همین قدر گویم
خوش است آه و فغان تا نگاه ناکام است
7
من از هلال و چلیپا دگر نیندیشم
که فتنه دگری در ضمیر ایام است