سایر · اقبال لاهوری
چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
1
چو موج مست خودی باش و سر بطوفان کش
ترا که گفت که بنشین و پا بدامان کش
2
بقصد صید پلنگ از چمن سرا برخیز
بکوه رخت گشا خیمه در بیابان کش
3
به مهر و ماه کمند گلو فشار انداز
ستاره ر از فلک گیر و در گریبان کش
4
گرفتم اینکه شراب خودی بسی تلخ است
بدرد خویش نگر زهر ما بدرمان کش