سایر · اقبال لاهوری
خیال من به تماشای آسمان بود است
1
خیال من به تماشای آسمان بود است
بدوش ماه به آغوش کهکشان بود است
2
گمان مبر که همین خاکدان نشیمن ماست
که هر ستاره جهان است یا جهان بود است
3
به چشم مور فرومایه آشکار آید
هزار نکته که از چشم ما نهان بود است
4
زمین به پشت خود الوند و بیستون دارد
غبار ماست که بر دوش او گران بود است
5
ز داغ لاله خونین پیاله می بینم
که این گسسته نفس صاحب فغان بود است