کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

گنهکار غیورم مزد بی خدمت نمی گیرم

1

گنهکار غیورم مزد بی خدمت نمی گیرم

از آن داغم که بر تقدیر او بستند تقصیرم

2

ز فیض عشق و مستی برده ام اندیشه را آنجا

که از دنباله چشم مهر عالمتاب میگیرم

3

من از صبح نخستین نقشبند موج و گردابم

چو بحر آسوده میگردد ز طوفان چاره برگیرم

4

جهان را پیش ازین صد بار آتش زیر پا کردم

سکون و عافیت را پاک می سوزد بم و زیرم

5

از آن پیش بتان رقصیدم و زنار بربستم

که شیخ شهر مرد باخدا گردد ز تکفیرم

6

زمانی رم کنند از من زمانی بامن آمیزند

درین صحرا نمی دانند صیادم که نخچیرم

7

دل بی سوز کم گیرد نصیب از صحبتمردی

مس تابیده ئی آور که گیرد در تو اکسیرم

متن شعر کپی شد.