سایر · اقبال لاهوری
بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند
1
بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند
دگر مرو بطواف بتی که بشکستند
2
چه جلوه ایست که دلها بلذت نگهی
ز خاک راه مثال شراره بر جستند
3
کجاست منزل تورانیان شهر آشوب
که سینه های خود از تیزی نفس خستند
4
تو هم بذوق خودی رس که صاحبان طریق
بریده از همه عالم بخویش پیوستند
5
بچشم مرده دلان کائنات زندانی است
دو جام باده کشیدند و از جهان رستند
6
غلام همت بیدار آن سوارانم
ستاره را به سنان سفته در گره بستند
7
فرشته را دگر آن فرصت سجود کجاست
که نوریان بتماشای خاکیان مستند