سایر · اقبال لاهوری
از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
1
از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
هم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب
2
از خلش کرشمه ئی کار نمی شود تمام
عقل و دل و نگاه را جلوه جدا جدا طلب
3
عشق بسر کشیدن است شیشه کائنات را
جام جهان نما مجو دست جهان گشا طلب
4
راهروانبرهنه پا راه تمام خار زار
تا به مقام خود رسی راحله از رضا طلب
5
چون بکمال میرسد فقر دلیل خسروی است
مسند کیقباد را در ته بوریا طلب
6
پیش نگر که زندگی راه بعالمی
از سر آنچه بود و رفت در گذر انتها طلب
7
ضربت روزگار اگر ناله چو نی دهد تو را
باده من ز کف بنه چاره ز مومیا طلب