سایر · اقبال لاهوری
دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
1
دیار شوق که درد آشناست خاک آنجا
به ذره ذره توان دیده جان پاک آنجا
2
می مغانه ز مغ زادگان نمی گیرند
نگاه می شکند شیشه های تاک آنجا
3
به ضبط جوش جنون کوش در مقام نیاز
بهوش باش و مرو با قبای چاک آنجا