سایر · اقبال لاهوری
باز این عالم دیرینه جوان می بایست
1
باز این عالم دیرینه جوان می بایست
برگ کاهش صفت کوه گران می بایست
2
کف خاکی که نگاه همه بین پیدا کرد
در ضمیرش جگر آلوده فغان می بایست
3
این مه و مهر کهن راه بجائی نبرند
انجم تازه به تعمیر جهان می بایست
4
هر نگاری که مرا پیش نظر می آید
خوش نگاریست ولی خوشتر از آن می بایست
5
گفت یزدان که چنین است و دگر هیچ مگو
گفت آدم که چنین است چنان می بایست