سایر · اقبال لاهوری
خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
1
خود را کنم سجودی ، دیر و حرم نمانده
این در عرب نمانده آن در عجم نمانده
2
در برگ لاله و گل آن رنگ و نم نمانده
در ناله های مرغان آن زیر و بم نمانده
3
در کارگاه گیتی نقش نوی نبینم
شاید که نقش دیگر اندر عدم نمانده
4
سیاره های گردون بی ذوق انقلابی
شاید که روز و شب را توفیق رم نمانده
5
بی منزل آرمیدند پا از طلب کشیدند
شاید که خاکیان را در سینه دم نمانده
6
یا در بیاض امکان یکبرگ ساده ئی نیست
یا خامه قضا را تاب رقم نمانده