کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

ارض ملک خداست

1

سر گذشت آدم اندر شرق و غرب

بهر خاکی فتنه های حرب و ضرب

2

یک عروس و شوهر او ما همه

آن فسونگر بی همه هم با همه

3

عشوه های او همه مکر و فن است

نی از آن تو نه از آن من است

4

در نسازد با تو این سنگ و حجر

این ز اسباب حضر تو در سفر

5

اختلاط خفته و بیدار چیست

ثابتی را کار با سیار چیست

6

حق زمین را جز متاع ما نگفت

این متاع بی بها مفت است مفت

7

ده خدایا نکته ئی از من پذیر

رزق و گور از وی بگیر او را مگیر

8

صحبتش تا کی تو بود و او نبود

تو وجود و او نمود بی وجود

9

تو عقابی طایف افلاک شو

بال و پر بگشا و پاک از خاک شو

10

باطن «الارض ﷲ» ظاهر است

هر که این ظاهر نبیند کافر است

11

من نگویم در گذر از کاخ و کوی

دولت تست این جهان رنگ و بوی

12

دانه دانه گوهر از خاکش بگیر

صید چون شاهین ز افلاکش بگیر

13

تیشه خود را به کهسارش بزن

نوری از خود گیر و بر نارش بزن

14

از طریق آزری بیگانه باش

بر مراد خود جهان نو تراش

15

دل به رنگ و بوی و کاخ و کو مده

دل حریم اوست جز با او مده

16

مردن بی برگ و بی گور و کفن

گم شدن در نقره و فرزند و زن

17

هر که حرف لااله از بر کند

عالمی را گم بخویش اندر کند

18

فقر جوع و رقص و عریانی کجاست؟

فقر سلطانی است رهبانی کجاست؟

متن شعر کپی شد.