کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

سایر ·

احوال دوشیزه مریخ که دعوی رسالت کرده

1

در گذشتیم از هزاران کوی و کاخ

بر کنار شهر میدان فراخ

2

اندر آن میدان هجوم مرد و زن

در میان یک زن قدش چون نارون

3

چهره اش روشن ولی بی نور جان

معنی او بر بیان او گران

4

حرف او بی سوز و چشمش بی نمی

از سرور آرزو نامحرمی

5

فارغ از جوش جوانی سینه اش

کور و صورت ناپذیر آئینه اش

6

بیخبر از عشق و از آئین عشق

صعوه رد کرده شاهین عشق

7

گفت با ما آن حکیم نکته دان

«نیست این دوشیزه از مریخیان

8

ساده و آزاده و بی ریو و رنگ

فرز مرز او را بدزدید از فرنگ

9

پخته در کار نبوت ساختش،

اندرین عالم فرو انداختش

10

گفت نازل گشته ام از آسمان

دعوت من دعوت آخر زمان

11

از مقام مرد و زن دارد سخن

فاش تر می گوید اسرار بدن

12

نزد این آخر زمان تقدیر زیست

در زبان ارضیان گویم که چیست»

متن شعر کپی شد.