سایر · اقبال لاهوری
زیارت امیر کبیر حضرت سید علی همدانی و ملا طاهر غنی کشمیری
1
حرف رومی در دلم سوزی فکند
آه پنجاب آن زمین ارجمند
2
از تپ یاران تپیدم در بهشت
کهنه غمها را خریدم در بهشت
3
تا در آب گلشن صدائی دردمند
از کنار حوض کوثر شد بلند
4
«جمع کردم مشت خاشاکی که سوزم خویش را
گل گمان دارد که بندم آشیان در گلستان»
5
غنی
6
گفت رومی «آنچه می آید نگر
دل مده با آنچه بگذشت ای پسر
7
شاعر رنگین نوا طاهر غنی
فقر او باطن غنی ، ظاهر غنی
8
نغمه ئی می خواند آن مست مدام
در حضور سید والا مقام
9
سید السادات ، سالار عجم
دست او معمار تقدیر امم
10
تا غزالی درس الله هو گرفت
ذکر و فکر از دودمان او گرفت
11
مرشد آن کشور مینو نظیر
میر و درویش و سلاطین را مشیر
12
خطه را آن شاه دریا آستین
داد علم و صنعت و تهذیب و دین
13
آفرید آن مرد ایران صغیر
با هنر های غریب و دلپذیر
14
یک نگاه او گشاید صد گره
خیز و تیرش را بدل راهی بده»