غزل · اقبال لاهوری
غزل زنده رود
1
به آدمی نرسیدی ، خدا چه میجوئی
ز خود گریخته ئی آشنا چه می جوئی
2
دگر بشاخ گل آویز و آب و نم در کش
پریده رنگ ز باد صبا چه می جوئی
3
دو قطره خون دلست آنچه مشک مینامند
تو ای غزال حرم در ختا چه میجوئی
4
عیار فقر ز سلطانی و جهانگیری است
سریر جم بطلب ، بوریا چه می جوئی
5
سراغ او ز خیابان لاله میگیرند
نوای خون شده ما ز ما چه میجوئی
6
نظر ز صحبت روشندلان بیفزاید
ز درد کم بصری توتیا چه میجوئی
7
قلندریم و کرامات ما جهان بینی است
ز ما نگاه طلب ، کیمیا چه می جوئی