کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۹ - آخرزفقر بر سر دنیا زدیم پا...

1

آخرزفقر بر سر دنیا زدیم پا

خلقی به جاه تکیه زد وما زدیم پا

2

فرقی نداشت عز ت وخو اری درین بساط

بیدارشد غنا به طمع تا زدیم پا

3

از اصل ، دور ماند جهانی به ذوق فرع

ما هم یک آبگینه به خارا زدیم پا

4

عمری ست طعمه خوار هجوم ندامتیم

یارب چرا چوموج به دریا زدیم پا

5

زین مشت پرکه رهزن آرام کس مباد

برآشیان الفت عنقا زدیم پا

6

قدر شکست دل نشناسی ستمکشی ست

ما بی خبربه ریزه مینا زدیم پا

7

طی شد به وهم عمرچه دنیا چه آخرت

زین یک نفس تپش به کجاها زدیم پا

8

مژگان بسته سیر دو عالم خیال داشت

از شوخی نگه به تماشا زدیم پا

9

شرم سجود او عرقی چند سازکرد

کز جبهه سودنی به ثریا زدیم پا

10

واماندگی چو موج گهر بی غنا نبود

بر عالمی ز آبله پا زدیم پا

11

چون اشک شمع در قدم عجز داشتیم

لغزیدنی که بر همه اعضا زدیم پا

12

بیدل ز بس سراسراین دشت کلفت است

جزگرد برنخاست به هرجا زدیم پا

متن شعر کپی شد.