کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹ - کسی در بندغفلت مانده ای چون من ندید اینجا...

1

کسی در بندغفلت مانده ای چون من ندید اینجا

دو عالم یک درباز است و می جویم کلید اینجا

2

سرا غ منزل مقصد مپرس ازما زمینگیران

به سعی نقش پا راهی نمی گردد سفید اینجا

3

تپیدن ره ندارد در تجلیگاه حیرانی

توان گر پای تا سراشک شد نتوان چکید اینجا

4

زگلزارهوس تا آرزوبرگی به چنگ آرد

به مژگان عمرها چون ریشه می باید دوید اینجا

5

تحیرگر به چشم انتظار ما نپردازد

چه وسعت می توان چیدن زآغوش امید اینجا

6

ترشرویی ندارد یمن جمعیت در این محفل

چو شیر این سرکه ات از یکدگر خواهد برید اینجا

7

به دل نقشی نمی بنددکه با وحشت نپیوندد

نمی دانم کدامین بی وفا آیینه چید اینجا

8

مر از بی بری هم راحتی حاصل نشد، ورنه

بهار سایه ای رنگینتر ازگل داشت بید اینجا

9

گواه کشته تیغ نگاه اوست حیرانی

کفن بردوشی بسمل بود چشم سفید اینجا

10

کفن در مشهد ما بینوایان خونبها دارد

ز عریانی برون آ گر توانی شد شهید اینجا

11

هجوم درد پیچیده ست هستی تا عدم بیدل

تو هم گرگوش داری ناله ای خواهی شنید اینجا

متن شعر کپی شد.