کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹ - نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را...

1

نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را

مگردرآب چون یاقوت گیرند آتش ما را

2

دل آسوده ما شور امکان در قفس دارد

گهر دزدیده است اینجاعنان موج دریا را

3

بهشت عافیت رنگ جهان آبرو باشی

درآغوش نفس گر خون کنی عرض تمنا را

4

غبار احتیاج آنجاکه دامان طلب گیرد

روان است آبرو هرگه به رفتارآوری پا را

5

به عرض بیخودیهاگرم کن هنگامه مشرب

که می نامیده اند اینجا شکست رنگ مینا را

6

فروغ این شبستان جز رم برقی نمی باشد

چراغان کرده اند از چشم آهوکوه و صحرا را

7

دراین محفل پریشان جلوه است آن حسن یکتایی

شکستی کوکه پردازی دهد آیینه ما را

8

سبکتازاست شوق امامن آن سنگ زمینگیرم

که دررنگ شرراز خویش خالی می کنم جا را

9

به داغ بی نگاهی رفت ازین محفل چراغ من

شکست آیینه رنگی که گم کردم تماشا را

10

هوس چون نارسا شد نسیه نقدحال می گردد

امل را رشته کوته ساز و عقباگیر دنیا را

11

ز شور بی نشانی ، بی نشانی شد نشان بیدل

که گم گشتن زگم گشتن برون آورد عنقا را

متن شعر کپی شد.