کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹ - سری نبودبه وحشت زبزم جستن مارا...

1

سری نبودبه وحشت زبزم جستن مارا

فشار تنگی دلها شکست دامن ما را

2

چواشک بی سر و پایی جنون شوق که دارد

زکف نداد دویدن عنان دیدن ما را

3

رسیده ایم ز هر دم زدن به عالم دیگر

سراغ ازنفس ماکنید مسکن ما را

4

سیاه روزی شمع آشکار شد زتامل

به پیش پا چه بلایی ست طبع روشن ما را

5

کجا رویم که بیداد دل رسد به شنیدن

به سرمه داد نگاهش غبار شیون ما را

6

نگه چو جوهر آیینه سوخت ریشه به مژگان

ز شرم حسن که دادند آب گلشن ما را

7

فلک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت

به پای ریشه دوانید تخم خرمن ما را

8

نفس به قید دل افسرده همچو موج به گوهر

همین یک آبله استادگی ست رفتن ما را

9

عروج نازگلی بود از بهار ضعیفی

به پا فتاد سرما ز پا فتادن ما را

10

جز انفعال ندارد هلاک مور تلافی

دیت همین فرق جبهه ای ست کشتن ما را

11

زشرم وسوسه دادیم عرض شهرت بیدل

که فکرما نکند تیره ، طبع روشن ما را

متن شعر کپی شد.