کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۸ - ای آب رخ از خاک درت دیده تر را...

1

ای آب رخ از خاک درت دیده تر را

سرمایه ز خون گرمی داغ تو جگر را

2

تاگشت خیال تو دلیل ره شوقم

جوشیدن اشک آبله پاکرد نظر را

3

شد جوش خطت پرده اسرار تبسم

پوشید هجوم مگس این تنگ شکر را

4

رسوای جهانگرد مرا شوخی حسنت

جز پرده دری جوش گلی نیست سحر را

5

تاکی مژه ام از نم اشکی که ندارد

بر خاک درت عرضه کند حال جگر را

6

بر طبع ضعیفان ز حوادث المی نیست

خاشاک کندکشتی خود موج خطر را

7

دانا نبود از هنر خویش برومند

از میوه خود بهره محال است شجر را

8

آیینه به آرایش جوهر چه نماید

شوخی عرق جبهه ماکرد هنر را

9

زنهار به جمعیت دل غره مباشید

آسودگی از بحر جداکردگهر را

10

ای بی خبر از فیض اثرهای ندامت

ترسم نفشاری به مژه دامن تر را

11

ازکیسه بریهای مکافات بیندیش

ای غنچه گره چندکنی خرده زر را

12

بیدل چه بلایی که زتوفان خروشت

در راه طلب پی نتوان یافت اثر را

متن شعر کپی شد.