کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۸ - کی جزا می رسد از اهل حیا سرکش را...

1

کی جزا می رسد از اهل حیا سرکش را

آب آیینه محال است کشد آتش را

2

بر زبان راست روان را نرود حرف خطا

خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را

3

استخوانم نشود سد ره ناوک یار

شمع ناچار به خودکوچه دهد آتش را

4

کینه سازی المی نیست که زایل گردد

روزوشب سینه پرازتیر بود ترکش را

5

از چه پرواز بزرگی نفروشد زاهد

ریش برتافته کم نیست بزاخفش را

6

بگذر از خرقه اگر صافی مشرب خواهی

کز نمد می گذرانند می بیغش را

7

ناله ای هست اگرگریه عنان کوته کرد

ابر ازبرق چرا هی نکند ابرش را

8

مژه ای بازکن از چاک کتان هستی

نتوان دید به چشم دگرآن مهوش را

9

دام ماگرم روان نیست تعلق بیدل

خارپا مانع جولان نشود آتش را

متن شعر کپی شد.