کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۴ - ای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را...

1

ای چشم تو مهمیز جنون وحشی رم را

ابروی تو معراج دگر پایه خم را

2

گیسوی تو دامی ست که تحریر خیالش

از نال به زنجیرکشیده ست قلم را

3

با این قد و عارض به چمن گر بخرامی

گل ، تاج به خاک افکند و سروعلم را

4

اسرار دهانت به تامل نتوان یافت

از فکر، کسی پی نبرد راه عدم را

5

عمری ست که در عالم سودای محبت

از ناله من نرخ بلندست الم را

6

چندن نرمیدم ز تعلق که پس از مرگ

خاکم به بر خویش کشد نقش قدم را

7

از آه اثر باخته ام باک مدارید

تیغم عوض خون همه جا ریخته دم را

8

مینای من و الفت سودای شکستن

حیف است به یاقوت دهم سنگ ستم را

9

تا چند زنی بال هوس در طلب عیش

هشدارکه ازکف ندهی دامن غم را

10

بک معنی فردیم که در وهم نگنجد

هرگه به تامل نگری صورت هم را

11

خورشید ز ظلمتکده سایه برون است

تاکی ز حدوث آینه سازید قدم را

12

بیدل چوخزف سهل بودگوهر بی آب

از دیده تر قطع مکن نسبت نم را

متن شعر کپی شد.