کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۰۵ - خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را...

1

خیال قرب غفلت دوری ازانس است محرم را

تبسم های گندم چین دامن گشث آدم را

2

حوادث کج سرشتان را نبخشد وضع همواری

بود مشکل کشاکش ازکمان بیرون برد خم را

3

ز جرات قطع کن گر مرد میدانگاه تسلیمی

که تیغ اینجا برشها می شمارد ریزش دم را

4

سراغ از هرچه گیری بی نشانی جلوه ها دارد

غبار وحشتی از بال عنقاگیر عالم را

5

ز تحریک مژه بر پرده های دیده می لرزم

که نوک خامه ازهم می شکافد صفحه نم را

6

اگر ازگرد راهت چشم آهو سرمه بردارد

تحیر همچوتار شمع سوزد جوهر رم را

7

درین محفل ندارد عافیت وضع ملایم هم

اگربستروگربالین همان زخم است مرهم را

8

به چشم شوخ تاکی عیب جوی یکدگربودن

مژه برهم زنید وبشکنید آیینه هم را

9

درین گلشن نقابی نیست غیر از شرم پیدایی

به عریانی همان جوش عرق پوشید شبنم را

10

کج اندیشان ندارند آگهی از راستان بیدل

ز انگشت است یک سر میل کوری چشم خاتم را

متن شعر کپی شد.