کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱۵ - عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا...

1

عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا

موج این گوهر نمی دانم چه پهلو زد مرا

2

عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس

خنده ها بسیارکردیم گریه آموزد مرا

3

زان همه حسرت که حرمان باغبارم برده است

می زند دامن نمی دانم کی افروزد مرا

4

محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان

عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا

5

حرف لعل اوخموشم کردبیدل عمرهاست

گبر دارد رو به محرابی که می سوزد مرا

متن شعر کپی شد.