کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۲ - قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا...

1

قاصد به حیرت کن ادا تمهید پیغام مرا

کز من نمی ماند نشان گر می بری نام مرا

2

حرفی ست نیرنگ بقا، نشنیده گیر این ماجرا

می نیست جز رنگ صداگر بشکنی جام مرا

3

دارم ز سامان الست اول گداز آخر شکست

یک شیشه باید نقش بست آغاز وانجام مرا

4

هرچند تا عنقا رسی براوج همت نارسی

از خود برآتا وارسی کیفیت بام مرا

5

چون شمع گر وامانده م صد اشک محمل رانده ام

رو سبحه گیر از آبله تا بشمری گام مرا

6

برق حقیقت شعله زن آنگه دماغ ما ومن

ناپخته باید سوختن اندیشه خام مرا

7

گردون که داغش باد مه ، تا نشکند صبحم کله

در پرده روز سیه می پرورد شام مرا

8

بر بوی صید رحمتی دارم سجود خجلتی

یک دانه نتون یافتن غیر ز عرق دام مرا

9

چشمی که شد حیران او برگل نمی آید فرو

آن سوی باغ رنگ و بو نخلی ست بادام مرا

10

بیدل زکلکم می چکد آب حیات نیک و بد

خضر است اگرکس می خورد امروز دشنام مرا

متن شعر کپی شد.