کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۶ - گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را...

1

گدازگوهر دل باده ناب است شبنم را

نم چشم تحیرعالم آب است شبنم را

2

نگردد جمع نوراگهی با ظلمت غفلت

صفای دل نمک در دیده خواب است شبنم را

3

جهان آیینه دلدار و حیرانی حجاب من

چمن صد جلوه و نظاره نایاب است شبنم را

4

به هرجا می روم در اشک نومیدی وطن دارم

ز چشم خود جهان یک دشت سیلاب است شبنم را

5

نگردی غافل ای اشک نیاز از ترک خودداری

که بر دوش چکیدن سیر مهتاب است شبنم را

6

تماشا نیست کم، چشم هوس گر شرمناک افتد

حیا آیینه گلهای سیراب است شبنم را

7

گل اشکم اگر منظور جانان شد عجب نبود

گذر در چشم خورشید جهانتاب است شبنم را

8

خط خوبان کمند غفلت اهل نظر باشد

رگ گلهای این گلشن رگ خواب است شبنم را

9

فضولی می کنم در انتظار مهر تابانش

گرفتم پرده بردارد، کجا تاب است شبنم را

10

به وصل گلرخان نتوان کنار عافیت جستن

که درآغوش گل ، خون جگرآب است شبنم را

11

ضعیفی تهمت چندین تعلق بست بر حالم

ز پا افتادگی یک عالم اسباب است شبنم را

12

حیا بال هوس را مانع پرواز می گردد

نگه در دیده بیدل موجه آب است شبنم را

متن شعر کپی شد.