کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۲۸ - بسکه وحشت کرده است آزاد، مجنون مرا...

1

بسکه وحشت کرده است آزاد، مجنون مرا

لفظ نتواندکند زنجیر،مضمون مرا

2

در سر از شوخی نمی گنجدگل سودای من

خم حبابی می کند شور فلاطون مرا

3

داغ هم در سینه ام بی حسرت دیدار نیست

چشم مجنون نقش پا بوده ست هامون مرا

4

کودم تیغی که در عشرتگه انشای ناز

مصرع رنگین نویسد موجه خون مرا

5

ساز من آزادگی ، آهنگ من آوارگی

از تعلق تار نتوان بست قانون مرا

6

از لب خاموش توفان جنون را ساحلم

این حباب بی نفس پل بست جیحون مرا

7

عمر رفت ودامن نومیدی از دستم نرفت

ناز بسیارست برمن بخت واژون مرا

8

داغ یاسم ناله را درحلقه حیرت نشاند

طوق قمری دام ره شد سرو موزون مرا

9

عشق می بازد سراپایم به نقش عجز خویش

خاکساریهاست لازم بید مجنون مرا

10

غافلم بیدل زگرد ترکتازیهای حسن

می دمد خط تاکند فکر شبیخون مرا

متن شعر کپی شد.